الملا فتح الله الكاشاني
241
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
طاقة شوند توجه بخازن دوزخ نمايند و . وَ نادَوْا و ندا كنند به او كه يا مالِكُ ايمالك در خواه كن لِيَقْضِ عَلَيْنا تا حكم كند بر ما يعنى بميراند ما را رَبُّكَ پروردگار تو تا از اين عذاب و عقاب خلاص شويم اين استغاثه منافى وصف ابلاس ايشان نيست زيرا كه ايشان در ازمنه متطاولة ممتده معذب خواهند بود پس بجهة غلبهء ياس بر ايشان در بعضى اوقات ساكت خواهند بود از طلب فرج و در بعضى احيان استغاثه خواهند نمود به جهت سختى عذاب و شدت عقوبت و از حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرويست كه حق تعالى علت جوع را بر دوزخيان اندازد بوجهيكه از شدت آن عذاب دوزخ از ياد ايشان برود و نزد اينحال از مالك طلب موت كنند قالَ گويد مالك در جواب ايشان بعد از چهل روز از روزهاى دنيا إِنَّكُمْ ماكِثُونَ بدرستيكه شما درنگ كنندگانيد يعنى جاويد ماندگان در دوزخ نه خواهيد مرد و نه تخفيف عذاب از شما خواهد شد حق تعالى بعد از جواب مالك بايشان گويد كه . لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ بدرستيكه آورديم بشما يعنى فرستاديم سخن راست و درست را بر زبان پيغمبران خود وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ و ليكن بيشترين شما لِلْحَقِّ كارِهُونَ مر سخن حق را ناخواهان بوديد و از آن كراهة داشتيد بجهة آنكه با باطل در راحة بوديد كه مرغوب نفس است و با حق در تعب و مشقت كه مخالف ارادهء طبيعت است از اينجهت حق تعالى در آن روز فرمايد كه نچنانستكه ايشان در دنيا اكتفا بر انكار كردهاند . أَمْ أَبْرَمُوا بلكه محكم كرده بودند أَمْراً كاريرا كه آن رد حق بود يا ابطال آن يا كيديرا براى پيغمبر ما فَإِنَّا مُبْرِمُونَ پس بدرستيكه ما نيز امروز محكم كنندگانيم كاريرا براى مكافات بايشان كه آن تعذب ايشانست به عذاب نيران . أَمْ يَحْسَبُونَ بلكه مىپنداشتند آن مبرمان أَنَّا لا نَسْمَعُ آنكه ما نميشنويم سِرَّهُمْ سخن نهانى ايشانرا كه در دل خود داشتند وَ نَجْواهُمْ و سخن آشكاراى ايشان كه با يكديگر مشورة ميكردند در باب ابطال حق بَلى آرى ميشنيدم آن را وَ رُسُلُنا و فرستادگان ما يعنى حفظه لَدَيْهِمْ كه نزديك ايشان بودند و موكل ايشان يَكْتُبُونَ مينوشتند آن را بامر ما و چون اسرار ايشان بر فرشتگان ما آشكارا بود بر ما كه خداونديم چگونه پوشيده باشد پس بر وفق اقوال و اعمال جزا و سزا را در كنار مينهيم از يحيى بن معاذ رازى منقولست كه هر كه از مردمان گناهان خود را بپوشد و در خفيه اظهار آن كند بر كسى كه متصف است بصفت لا يخفى عليه شىء فى السموات و لا فى الارض پس بتحقيق كه حق را اهون ناظرين گردانيده و اين از علامة نفاق است آوردهاند